رژى بلاشر ( مترجم : محمود راميار )
28
در آستانه قرآن ( فارسى )
تشتتى كه در اين فهرستها ديده مىشود ، مسلما موجب ايجاد شك و ترديدى گرديده است و همچنين اين پرسش پيش آمده است كه تا چه اندازه مىشود به اين كاتبان وحى اعتماد داشت ؟ براى بسيارى از ايشان احترام و ارزش كاملى قائليم ، ولى برعكس ، دربارهء شخصيتى مانند عبد اللّه بن ابى السرح كه مرتد شد و به خود باليد كه هر كجا پيغمبر فرموده است حكيم و قادر ، او نوشته است رحمن و رحيم ، چه فكر كنيم ؟ « 17 » وقتى وحى بر محمد ( ص ) نازل مىشد ، كاتبان وحى ، بنابر احاديث ، آن را روى قطعات چرمى ، تكههاى سفال ، پوستههاى درخت خرما ، دندهها و استخوانهاى شانهء شتر « 18 » مىنوشتند . از طرف ديگر ، همانطوريكه ديديم
--> ( 17 ) كازانوا ، 101 ببعد ، نلدكه ، 46 ، در خبر ديگرى ، ابن ابى داود ، 3 ، كاتب ديگرى را ياد مىكند كه نامش ناشناس مانده و او بجاى حكيم بصير مىنوشت حكيم عليم و يا برعكس . ولى اين خبر منشاء عاميانهاى دارد . مثلا چنين خاتمه مىدهد كه براى تنبيه اين كاتب غير امين ، خداوند مقرر فرمود كه زمين او را پس از مرگ از قبر بيرون اندازد . ( 18 ) نلدكه ، 2 : 13 و يادداشتها ، اتقان : 73 ( رجوع كنيد به حارث محاسبى : فهم السنن ) . حديثى در صحيح بخارى است دربارهء جهاد ، 31 ، ترجمه 3 : 296 ، كه محمد ( ص ) ، زيد بن ثابت را احضار فرمود و او در همان لحظه با يك استخوان كتف براى نوشتن آيهء وحى شده فرارسيد . هم اكنون نيز هنوز سواحلىهاى افريقاى شرقى بر روى استخوان كتف شتر مىنويسند . نلدكه ، 2 : 13 يادداشت 5 و 6 . نلدكه در يادداشتهاى خود ( 2 : 13 حواشى 2 - 7 ) اين مراجع را دارد . درباره رقاع جمع رقعه از پوست ، برگ و يا كاغذ ابن اثير 3 : 68 ، ابن خلدون 2 : ضميمه ( بقيه ) 136 ، بخارى : احكام 37 ، تفسير سورهء 9 توبه 129 ، مبانى ورقه 6 آ ، مقنع ورقه 2 ب ، قرطبى ورقه 18 . ب ، كدپترمن 2 : 17 ، ص 702 ، تفسير نيشابورى 1 : 23 ، علاء الدين 1 ، 6 اتفان 137 ، كائنانى ، انالى 2 : 711 ، ابو الفداء 1 : 212 - لخاف ( جمع لخفه صفحههاى